پا را که از 25 فراتر می گذاری، روز تولدت دلنشین نیست. نمیدانم چقدر این احساس همه گیر است اما افراد زیادی را دیده ام که این تجربه را داشته اند. سالهای قبل از 25، احساسی توام با نشاط و امید به آینده با انسان همراه است. اما این تصور در سالهای بعد تغییر می کند. آنچه هست؛ احساسی از اینکه 1 سال به عمرت اضافه شده است؛ اینکه سالهای خوب جوانی رو به پایان است؛ و در آخر افسوسی از ساعتها و روزهای بیهوده تلف شده و کارهای بسیار انجام نشده.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در جائی خوانده ام یکی از مقاطع افسردگی زمانهای ورود به مراحل جدید از زندگی است. شاید یکی از دلایل تلخی این روز احساس ورود به مرحله جدیدی از زندگی است  (هر چند واقعا اتفاق خاصی نیافتاده است. اما به هر حال این ذهنیت ایجاد می شود.)

 دقیقا علت آن را نمیدانم، هرچه باشد روز شیرینی نیست.     

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد قدوسی

تولدت مبارک. من هم 25 سالگی را تجربه کرده ام. چرخش جالبی است.

حامد

تبريک

متول

شديداً مباركه. ايشالله هر چي خاك بيدگلي‌هاست، عمر شما باشه! (البته بجز س.ا.ب.)

بانو

اميدوارم که بيکران آسمان چشمانت خالي از ابرهاي خاکستري غم باشد و درياي دلت پاک از آلاله ها ي سياه . تولدت مبارک

بانو

راستي آقاي قندي ... ديشب يكي پا را فراتر از 29 گذاشته بود ... حظ كردي از شادي زايدالوصفش ؟

mehdi nosrati

شاید مشکل شما با ازدواجت مبارک حل شود!

بطری

حالا که به هر حال کار از کار گذشته......پس ببينيم چه کنيم بهتره

بطری

حالا که داره نبت ما ميشه اينو ديديم.......چی ميشد من اينجا نميومدم؟؟؟