سلام

بالاخره ما هم وبلاگدار شديم. 01.gif

خیلی وقت میشه که پیش خودم دوست داشتم صاحب وبلاگ بشم. وبلاگدار بودن هم اصولا کار سختی نیست اماهمان اول  برای آدم سوالاتی  پیش میاد که نهایتا منجر میشه به اینکه نتونیم چارچوب مناسبی برای "ارزوی وبلاگدار شدن" پیدا کنیم. سوالاتی  از قبیل که "برای چی وبلاگ داشته باشم"، "مخاطب من قراره چه کسانی باشند"،"چه نوع مطالبی باید منتشر کنم؟سیاسی ؟فنی و تخصصی ؟ خاطرات ؟"، "سبکی که توش مطلب مینویسم چی باشه؟رسمی؟خودمونی؟طنز؟"، "اصلا باید معلوم باشه وبلاگ مال کی است یا نه؟".ویا به طور کلی " چی کار کنیم که مخاطب از خوندن وبلاگ خوشش بیاد. "<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به نظر من وبلاگ میتونه چیزی فراتر از یک رسانه مخاطب محور باشه. وبلاگ بیش از هر چیز يک ابزار شخصی است و به خاطر همین بیش از اینکه به دنبال رضایت مخاطب باشه هدفش جلب رضایت درونی خود فرد است. فارغ از اینکه مخاطب چقدر از خوندن وبلاگ لذت میبره. وبلاگ انعکاس دغدغه های فردی است. کسی نمیتونه خاطرات دغدغه ها و واقعیتهای زندگیش رو به خاطر مخاطب تحریف کنه. یه دفرچه خاطره و یادداشته که در معرض دید  همه هست.

 به زبان MBA ها این وبلاگ Segmentی خاص از Market ٍ وبلاگ خوان را Target نکرده!! با وجود همه اینها امیدوارم در اینجا مطالب جالبی پیدا کنید.01.gif

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
afra

سلام! مباركه! يادت باشه اولين كامنتت رو من گذاشتم! ;-)

.

قلی و بابا علی روی الاغ سوارن توی الاغ سواری ديگه لنگه ندارن

سر توماس

مبارکه. به سبک پیرمردهای زمان فتحعلی شاه بگم(!) : "دغدغه مغدغده رو بی خیال! ما هم اول ازین دغدغه ها داشتیم آرانی جان! فشار زندگی و قیمت گوشت و لوبیا آخر مارو هم به در پیت نویسی سوق داد!"

مختار

ای ول قندی جون! چو وبلاگی کنی آغاز خوش دار ز پایانش بترس ای مرد و هشدار!