پنداشتها

جنرالیست بودن

از یکی از اساتید جمله ای شنیدم که خیلی جالب بود. می گفت:" یک ذره دانش خیلی خطرناک است". تفسیر جمله اینه که خیلی وقتها در مورد یک مسئله اگر هیچ دانشی نداشته باشی خیلی بهتر از اینه که دانش سطحی و خیلی محدودی داشته باشی.  کسانی که اصلا در یک موضوع اطلاعی نداشته بانشد در صورتی که این بی اطلاعی، آگاهانه باشد به متخصص مربوطه مراجعه می کنند. اما اغلب کسانی که در یک حوزه دانش محدودی دارند دچار جهل مرکب می شوند. به عبارت دیگر هم نمی دانند و هم نمی دانند که نمی دانند.  این افراد تجربه و یا دانش محدود خود را برای حل مسئله کافی می دانند که در نهایت ممکن است منجر به تصمیمات غلط گردد.

هدف اغلب دوره های  MBA پرورش مدیران اجرائی جنرالیست است. افرادی که در حوزه های مختلف نگرشها و مهارتهائی را کسب می نمایند. اما آیا این موضوع در تناقض با توضیحات فوق است؟ آیا mba ها نه تنها دردی را دوا نمی کنند بلکه به علت سطحی نگری  ممکن است به دردهای سازمان بیافزایند. به نظر من نه! به عبارت دیگر قطعا به کارگیری افراد جنرالیست در شرکتها ایرانی موثر و سودمند خواهد بود:

  1. در ایران مسائل بسیاری از شرکتها مسائل اولیه و پایه ای است و به عبارتی در بسیاری از شرایط با اطلاعاتی محدود که از 3 واحد درس کسب می کنید مسائل زیادی را می توانید کسب کنید.
  2. مسائل سازمان چند بعدی است. مدیران اجرائی سازمان باید نگرشهای لازم را در حوزه های مختلف داشته باشند. اتفاقا نگرش تک بعدی مدیریان باعث خطاهای فاحش تر می شود.
  3. جنرالیست بودن خود یک هنر است. در بسیاری از مواقع مدیران اجرائی کافی است بتوانند مسائل کلیدی سازمان را بشناسند و فرموله نمایند که طبیعتابرای حل برخی مسائل باید از افراد متخصص تر بهره گیرند.

 

البته باید به این نکته نیز اشاره نمایم که صرف گذراندن دوره mba  برای مدیر اجرائی موفق بودن کافی نیست. فطعا تجربه سازمانی، شناخت صنعت، مهارتهای ارتباطی و ... لازمه مدیریت اثربخش است.

+ mehdi ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٤ اسفند ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()